|
ساغر و می |
قیامت دور نیست!!! وسط جهنم ایستاده ام یا شایدم خیلی زود است که بگویم که وسط جهنم هستم روی پل صراط بهتراست برای اوضاع این روزهای من.زبانه های آتش جهنم را ولی خوب حس می کنم .گناه را می بینم و حتی تذکر می دهم ولی ...فقط متهم می شوم. حرف ها را می شنوم حرف هایی که با خودم می گویم چقدر سخته گوش داشتن و خدایا چه کنم با این نعمت تا شکرش کنم تا کفرش نکنم. ایستاده ام بین "وظیفه" ؛"تکلیف"؛"شرع" ؛"خستگی"؛......ولی من نبریده ام. به همه چیز دارم شک می کنم ولی مطمئنا این شک مقدس نیست ... دیوانه ام می کند گقته های نوشته نشده ولی شنیده شده .... نمی توانم بنویسم...حس می کنم درد کشیدن کلمات را .با هر کلمه ای که می نویسم می بینم که کلماتم از درد به خود می پیچند...همین قدر که من درد را می بینم بس است...همین قدر که واژه ها "درد"را پیش خود نگه داشته اند بس است.....نمی دانم برای "درد" ،"درمان" هم هست. ولی من هر چند تب دار و مریض هنوز ایستاده ام. با این که شنیده ها حالم را از قیصر خواندن به هم می زند ولی قیصر خوب حرفهایم رامی زند: دردهای من دردهای من نگفتنی دردهای من [ پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٤ ق.ظ ] [ ساقی ]
[ نظرات () ]
[ سهشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢٩ ق.ظ ] [ ساقی ]
[ نظرات () ]
حیات انقلاب وابسته به استقلال فرهنگی است ما اگر مکتب مستقل خود را ارائه نمی کنیم حتی با اینکه رژیم را اسقاط کرده ایم و حتی با فرض این که استقلال سیاسی و استقلال اقتصادی را بدست آورده ایم ؛اگر به استقلال فرهنگی دست نیابیم شکست خواهیم خورد و نخواهیم توانست انقلاب رابه ثمر برسانیم. شهید مطهری چند مدتی ست که با خواندن و شنیدن بحث های متفاوتی از جانب دوستان به این فکر افتاده ام که آیا واقعا ما به استقلال کامل فرهنگی رسیده ایم.شاید یکی از مهمترین مولفه های فرهنگ یک جامعه را بتوان در دیدگاه و نگرش یک جامعه به جایگاه و شخصیت زن جستجو کرد.در این نوشته نمی خواهم نوع نگرش مرد سالارانه یا زن سالارانه را در اجتماع مورد نقد قرار دهم که به نظرم پرداختن به این موضوعات پرداختن به فرهنگی ست که برگرفته ازفرهنگ اسلامی و مکتبی ما نیست. این نوشته بیشتر گیر این سوال است که چرا با توجه به مشخص بودن کلیاتی از جایگاه زن در زندگی بشر در دین و داشتن الگو های برتر زنان نمونه هنوز هم در اجتماع چه از سوی خانم ها و چه از سوی آقایان با مواضع و عملکرد ونظرات عجیبی روبه رو می شویم.تاکید می کنم که این نظریات عجیب در هر دو قشر جامعه وجود دارد.صرف متهم کردن آقایان به داشتن نگاهی متعصبانه و به دور از فرهنگ اسلامی تنها گفتن بخشی از واقعیت موجود است که البته بیش از تصور مشکلاتی را برای زنان فراهم آورده است ولی واقعیت دیگری که نمی توان آن را نادیده گرفت این است که بانوان نیز نگاه چندان درستی از جایگاه و حتی توانایی های خود ندارند.در این نوع نگاه از سوی زنان جامعه هر چه قدر زن مردانه تر عمل کند موفق تر است و زمینه های موفقیت بیشتری نیز در اختیار او قرار دارد.زن برای اینکه موفق جلوه کند باید با تمام طبیعت خود بجنگد.این نگاه تنها در قشر غیرمذهبی جامعه دیده نمی شود بلکه این نگاه متاسفانه قشر مذهبی جامعه را نیز در خود فرو برده است .توجه به این نکته نیزباید وجود داشته باشد که اگر مذهبی بودن را تنها در حجاب داشتن خلاصه نکنیم، می بینیم که در نوع نگرش بعضی از زنان مذهبی و غیر مذهبی گاها هیج گونه تفاوتی وجود ندارد. ذهنتان را تنها محدود به کار خارج از منزل بانوان نکنید.اگر کمی گسترده تر نگاه کنیم می بینیم در بعضی موارد حتی در ریزترین رفتار و گفتار و حتی تاثیرپذیری از عوامل ناامید کننده هم یک نگاه و گاها یک موضع گیری بین مذهبی ترها و ...دیده می شود. ولی واقعیت این است که اگر نگاه دینی به جایگاه زنان دربین بعضی از متدینین جامعه وجود داشته باشداین شباهت ها باید به حداقل می رسید.(کلمه بعضی ها را در جمله ها بخوانید.) البته ناگفته نماند من نیز با ایجاد موانع برای رسیدن به موفقیت ، تنها به دلیل داشتن نگاه جنسیتی به انسان را مردود می دانم ولی به نظر میرسد نگاه به موفقیت همچون نگاه به زن مادیگرایانه و تک بعدی ست . مطمئنا این نگاه تک بعدی تربیت زنان عالم در تمامی عرصه ها را شامل نمی شود بلکه این نگاه تک بعدی شامل تربیت زنان کارگر در تمامی عرصه ها از علم و سیاست گرفته تا معدن و تجارت را شامل می شود. البته درریشه شناسی این تفکرات می توان نگاه سنت گرایانه را دید که به زور تلاش دارد خود را نماینده نگاه دین مداران جلوه دهد.نگاهی که بهترین زنان جامعه را تنهازنانی می داند که تن صدایشان از حدی بالاتر نمی رود، حق بیرون رفتن از خانه را ندارند،درس بخواند که چه بشود آن هم با این وضع دانشگاهها ... بگذریم از این که این نگاه حداقلی فکر می کند با این چنین عوامل بازدارنده ای می تواند زنان جامعه را از آفت ها دورکند ولی امان از این که بزرگترین آفت از نگاه بزرگان دین ما جهل است. جهلی که در صورت پیدا کردن اندک آزادی ای معضلات فرهنگی امروز جامعه ما را زمینه ساز می شود.این جاست که این جهل که خود را با حجاب دین پوشانده است همان بلایی را بر سر دین می آورد که بر سر دین حاکم برقرون وسطی آورد و رنسانس این تفکراگر زنان دین مدار را مخاطب بگیرد از آنان بانویی محجبه که به معنای اصیل کلمه روشنفکراست را که در سطور قبل به آن اشاره شد شامل می شود و در غیر این صورت شاهد بانوان هنجارگریز ویا بهتربگویم تجددخواه دین گریزدر جامعه خواهیم بود. که البته در شکل گیری دو تفکر بالا نمی توان دست ایادی کفر را برای القای فرهنگ خود به آنها به عناوین مختلف نادیده گرفت.مطمئنا پذیرش این القای فرهنگی از سوی فرد کمی مشکل است. با نگاه به زندگی حضرت زهرا(س) برای هم چو منی که دوست دارد از مکتب فاطمی الگو بگیرد همان قدر که زندگی سیاسی حضرت و حمایت های ایشان از ولایت و نیز حضورشان در پشت جبهه های نبرد و نیز شخصیت علمی ایشان الهام بخش است به همان میزان نیز دستان تاول زده برای آرد کردن گندم با دستاس و رسیدگی به امور منزل نیز الهام بخش است.نه نگاه به زندگی حضرت بدون در نظر داشتن فعالیت های سیاسی ایشان انسان کامل سازاست و نه ندیدن ابعاد دیگر زندگی حضرت الگوی کاملی را پیش روی ما قرار می دهد. با همه این تفاسیر آیا ما کار بس بزرگی برای رسیدن به استقلال فرهنگی در پیش رو نداریم؟ [ سهشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٢:٢٥ ق.ظ ] [ ساقی ]
[ نظرات () ]
الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب وهوایی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مقر بالذنوب فکیف حیلتی یا ستار العیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الکروب اغفر ذنوبی کلها بحرمت محمد وال محمد یا غفار یا غفار یا غفار برحمتک یاارحم الراحمین [ چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٧ ب.ظ ] [ ساقی ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |